ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

348

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) طبرستان كرده و ميان راه در شهر رى به ماه ربيع « 1 » سال دويست و نه درگذشته است ، او محدثى صدوق و مورد اعتماد بوده است ، از شعبه و حماد بن سلمه ورقاء بن عمر و زهير بن معاويه و ابن لهيعه و ابو هلال و جرير بن حازم و جز ايشان روايت كرده است . حسين بن محمد بن بهرام مروزى ، كنيه‌اش ابو احمد و مورد اعتماد بوده است او از شعبه و جرير بن حازم به هنگامى كه در گرگان بوده و به روزگار سليمان بن راشد حديث شنيده است و از ابن ابى ذئب و شيبان بن عبد الرحمان تفسير و علوم ديگر را روايت كرده است و مغازى را از ابو معشر روايت مىكرده است ، حسن بن محمد در پايان خلافت مأمون در بغداد درگذشته است . حجير بن مثنّى اصل او از مردم يمامه و كنيه‌اش ابو عمرو و مرواريد و گوهر فروش بوده است . او به بغداد آمد و در آن شهر منزل ساخت و به بازار روى آورد ، محدثى مورد اعتماد بود و احاديث بسيار از ليث بن سعد و عبد العزيز بن عبد اللّه ماجشون روايت كرده و در بغداد درگذشته است . على بن جعد آزاد كرده و وابستهء ام سلمه مخزومى همسر ابو العباس سفاح بوده است . عبد الرحمان بن اسحاق قاضى مرا خبر داد و گفت على بن جعد سند آزادى خود را از بردگى ام سلمه پيش من آورد كه در آن گواهى پدر بزرگم ابراهيم بن سلمه و مرد ديگرى كه پيش ام سلمه آمد و شد داشته است نوشته بود . على بن جعد خود گفته است كه به سال يكصد و سى و شش در پايان خلافت سفاح زاده شده‌ام ، على بن جعد از شعبه و زهير بن معاويه و

--> ( 1 ) در چاپ‌هاى طبقات همينگونه است و اول يا دوم براى ربيع ثبت نشده است ، سيوطى در تذكرة الحفّاظ ذيل شمارهء 340 ، ص 156 ربيع الاول ثبت كرده است ، به چاپ على محمد عمر ، مصر 1393 ق مراجعه فرماييد .